تبليغاتX
شراره های آفتاب
بيان احساس از واقعيتها و آرمانهاي انساني در قالب نظم

نجوا ، نیایش  

خدایا ، توانایی قداست به انسانیت ، به انسان عطا فرما.

خدایا ، آنروز که برده و وامگیر شبه آدم های پلید و دون پایه و چسپیده به مسند شویم ، مرگ را بر ما دریغ مدار.

پس:

بکوش که از جهل رهایی یابی ، آندم افتخار به تو و ننگ بر جبین جاهل لبخند زند.

اگر نانی دیدی که به چشم حقارت تو را می نگرد و بر نداشتی ، بدان که گرسنگی تو را مهتر کند.

اگر سیری تو دیگری را ویران کند ، بدان که از ویرانه ها گرسنه تری.

انسان هر سدی را می شکند ، مگر آنکه نخواهد خود را گرامی بدارد ، پس بر دست ستم بوسه خواهد زد.  




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 1:20 توسط ..:: دکتر اسفنديار دشمن زياري ::..